راهنمای نهایی مطالعه
شما میتوانید به راحتی خواندن، درک و آنالیز یک مطالعه را با استفاده از مراحل گام به گام ما یاد بگیرید. حتما این مقاله را ذخیره کنید تا در هر زمان در صورت نیاز بتوانید به راحتی از آن استفاده کنید.
تصمیمگیری در مورد میزان قوی بودن شواهد
برای تعیین اعتبار یک مطالعه، میتوانید از این هرم به نام “سلسله مراتب شواهد” استفاده کنید. نحوه کار به این صورت است که هرچه یک مقاله تحقیقی در سطح بالاتر هرم قرار گیرد، اطلاعات قابل اعتمادتر است.
به عنوان مثال، در حالت ایدهآل شما ابتدا باید به دنبال یک مطالعه متاآنالیز یا مروری سیستماتیک بگردید (بالای هرم) که به سوال تحقیق و مطالعه شما میپردازد. اگر نتوانستید مقالهای در زمینه مورد نیاز پیدا کنید، سپس به سمت سطوح پایینتر هرم، کارآزماییهای تصادفی کنترلشده و غیره ادامه دهید.

طرحهای مطالعاتی که به سمت پایینتر هرم پیش میروند بیفایده نیستند. اما مهم است بدانیم چگونه آنها با انواع تحقیقات و مطالعاتی که بیشتر بررسی شدهاند، مقایسه میشوند.
مطالعه مروری
این مقالات بهعنوان شواهد بسیار قوی در نظر گرفته میشوند. چون آنها مجموعهای از مطالعات گذشته در مورد یک موضوع خاص را بررسی و/یا تجزیه و تحلیل میکنند. این مطالعات دو نوع هستند: متاآنالیز و مروری سیستماتیک.
در متاآنالیز، محققان از روشهای آماری پیچیده برای ترکیب یافتههای چندین مطالعه استفاده میکنند. ادغام مطالعات با یکدیگر قدرت آماری را افزایش میدهد. همچنین، نتیجهگیری قویتری نسبت به هر مطالعه منفرد ارائه میدهد. متاآنالیزها همچنین میتوانند الگوهایی را میان نتایج مطالعه، منابعی که با هم اختلاف نظر دارند و سایر روابط جالبی که یک مطالعه نمیتواند ارائه دهد، شناسایی کند.
در مطالعه مروری سیستماتیک، محققان مطالعات موجود در مورد یک سوال یا موضوع خاص را بررسی و در مورد آن بحث میکنند. به طور معمول، آنها از معیارهای دقیق و سختگیرانه استفاده میکنند.
هر دوی این رویکردها به مطالعات متعدد رجوع و نتیجهگیری میکنند.
این کار فواید بسیاری دارد، زیرا:
یک متاآنالیز یا مروری سیستماتیک به این معنی است که تیمی از محققان تمام مطالعات موجود را به دقت بررسی کردهاند. در اصل، کار قبلا برای شما انجام شده است. آیا هر مطالعه فردی منطقی است؟ آیا روشهای تحقیق درست بود؟ آیا تجزیه و تحلیل آماری آنها مطابقت دارد؟ اگر مطالعهای این شرایط را نداشته باشد، حذف خواهد شد.
بررسی گروه بزرگی از مطالعات با یکدیگر میتواند به مشخص کردن موارد پرت در زمینه مورد بررسی کمک کند. اگر ۲۵ مطالعه دریافتند که مصرف روغن ماهی سلامت مغز را بهبود میبخشد و دو مطالعه عکس این را نشان دهند، یک متاآنالیز یا مروری سیستماتیک به خواننده کمک میکند از گرفتار شدن در دو مطالعهای که به نظر میرسد بر خلاف بقیه شواهد هستند، جلوگیری کند.
PubMed پیدا کردن این موارد را آسان کرده است: در سمت چپ کادر جستجو، روی “customize” کلیک کنید و میتوانید فقط مروریها و متاآنالیزها را جستجو کنید.

میانبر مبتنی بر شواهد: موضع گیری (position stand)
اگر در حال خواندن یک مطالعه مروری هستید و چیزی پیدا نمیکنید، یا مطمئن نیستید که چگونه آموختههای خود را در تمرینات مربیگری واقعی خود به کار ببرید، به دنبال موضع گیری در مورد این موضوع باشید.
موضع گیریها بیانیههای رسمی هستند که توسط یک هیئت حاکمه در موضوعات مربوط به یک زمینه خاص مانند تغذیه، فیزیولوژی ورزشی، رژیم درمانی یا پزشکی ارائه میشود.
آنها کل بدنه تحقیقات و مطالعات را بررسی کرده و دستورالعملهای عملی را ارائه میدهند که متخصصان میتوانند برای مراجعهکنندگان یا بیماران استفاده کنند.
بهعنوان مثال: موضعگیری بین المللی انجمن تغذیه ورزشی ۲۰۱۷ در مورد رژیمها و ترکیب بدن.
هنگامیکه مراجعهکننده مسنی دارید و در این فکر هستید که چگونه میتوانید با خیال راحت ظرفیت تمرینات وی را افزایش دهید (اما نمیخواهید وقت زیادی را در صرف خواندن تحقیقات کنید)، فقط به دنبال موضعگیری در مورد ورزش و افراد مسن باشید.
برای یافتن موضعگیریها در حوزه کاری خود، میتوانید به وب سایتهای مربوطه مراجعه کنید. به عنوان مثال، اگر یک مربی شخصی هستید که از طریق ACSM، NASM، ACE یا NSCA تایید شده است، با وب سایت مربوطه برای هر سازمان مشورت کنید. آنها باید دارای موضعگیریها در موضوعات مختلف باشند.
کارآزماییهای تصادفی کنترلشده
اینگونه مطالعات یک طرح مطالعه تجربی هستند. یک درمان خاص به گروهی از شرکت کنندگان داده میشود و اثرات آن ثبت میشود. در برخی موارد، این نوع مطالعه میتواند ثابت کند که یک درمان باعث ایجاد اثر خاصی میشود.
روش کار در کارآزمایی تصادفی کنترلشده یا RCT به این صورت است که یک گروه از شرکتکنندگان درمان مورد آزمایش را دریافت نمیکنند. اما هر دو گروه فکر میکنند که درمان را دریافت میکنند. به عنوان مثال، نیمی از شرکت کنندگان ممکن است دارو مصرف کنند، در حالی که نیمی دیگر دارونما یا پلاسبو دریافت میکنند.
گروهها بهصورت تصادفی انتخاب میشوند و این به مقابله با اثر دارونما کمک میکند. که زمانی اتفاق میافتد که فردی مزیتی را صرفا به این دلیل تجربه میکند که فکر میکند کمک میکند یا در واقع همان تلقین!
هنگام خواندن مقالات RCT، به دنبال کلمات “Double blind” یا اختصار “DBRCT” (کارآزمایی تصادفی کنترل شده دوسوکور) باشید. این استاندارد طلایی تحقیقات تجربی است. این بدان معناست که نه شرکت کنندگان و نه محققان نمیدانند چه کسانی از درمان استفاده میکنند و چه کسانی دارونما مصرف میکنند. هر دوی آنها “کور” هستند – بنابراین، احتمال انحراف نتایج کمتر میشود.
مطالعه مشاهدهای
در یک مطالعه مشاهدهای، محققان رفتار یا اطلاعات جاری یا گذشته را بررسی و تجزیه و تحلیل میکنند. سپس در مورد معنای آن نتیجهگیری میکنند.
تحقیقات مشاهدهای همبستگیهایی را نشان میدهد. به این معنی که نمیتوانید یک مطالعه مشاهدهای را انجام دهید و بگویید که چیزی را «اثبات میکند». اما با اینحال، وقتی مردم در مورد این یافتهها میشنوند، این بخش را اغلب فراموش میکنند. به همین دلیل است که ممکن است در نهایت هنگام کار با مراجعهکنندگان دچار ابهام و گیجی شوید.
بنابراین، این نوع مطالعات برای چه چیزی مفید است؟ آنها میتوانند به ما در حدس زدن در مورد بهترین شیوهها کمک کنند.
با این حال، یک مطالعه چیز زیادی به ما نشان نمیدهد. اما اگر مطالعات مشاهدهای متعدد یافتههای مشابهی را نشان دهند، و مکانیسمهای بیولوژیکی وجود داشته باشد که میتواند به طور منطقی آنها را توضیح دهد، میتوانید مطمئنتر باشید که آنها یک الگو را کشف کردهاند. مانند اینکه خوردن غذاهای گیاهی احتمالا سالم است. یا سیگار کشیدن احتمالا اینطور نیست.
دانشمندان همچنین میتوانند از این مطالعات برای ایجاد فرضیههایی برای آزمایش در مطالعات تجربی استفاده کنند.
سه نوع اصلی از مطالعات مشاهدهای وجود دارد:
مطالعات کوهورت گروهی از افراد را در یک دوره زمانی معین دنبال میکنند. در واقع، این مطالعات میتوانند افراد را برای سالها یا حتی دههها ردیابی کنند. معمولا دانشمندان به دنبال عامل خاصی هستند که ممکن است بر یک نتیجه معین تاثیر بگذارد. به عنوان مثال، محققان با گروهی از افرادی که دیابت ندارند شروع میکنند. سپس منتظر میمانند تا ببینند کدام افراد به این بیماری مبتلا میشوند. سپس آنها سعی می کنند نقاط را به هم وصل کنند و تعیین کنند که افراد تازه تشخیص داده شده در چه عواملی مشترک هستند.
مطالعات موردی تاریخچه دو گروه از افراد را که به نوعی متفاوت هستند، مقایسه میکند. برای مثال، محققان ممکن است دو گروهی را که ۳۰ پوند وزن کم کردند بررسی کنند. ۱) کسانی که با موفقیت کاهش وزن خود را در طول زمان حفظ کردند؛ ۲) کسانی که نتوانستند آن را حفظ کنند. این نوع مطالعه دلیلی را برای این اتفاق پیشنهاد میدهد. سپس دادههای شرکتکنندگان را تجزیه و تحلیل میکند تا امکان درستی یا نادرستی آن را متوجه شوند.
در مطالعات مقطعی از جمعیت خاصی – مثلا افراد مبتلا به فشار خون بالا- استفاده میشود و به دنبال عوامل دیگری است که ممکن است با یکدیگر مشترک باشند. این میتواند داروها، انتخاب شیوه زندگی یا شرایط دیگر باشد.
مطالعه موردی و گزارشها
اینها اساسا گزارشهایی هستند که به نوعی جالب یا غیرعادی هستند. مطالعات موردی و گزارشها ممکن است جزییات و بینشهایی را ارائه دهند که اشتراکگذاری آنها در یک طرح مطالعه رسمیتر دشوار است. همچنین، آنها قانعکنندهترین شواهد در نظر گرفته نمیشوند. در عوض، از آنها میتوان برای تصمیمگیری آگاهانهتر و ارائه ایدههایی در مورد مسیر و مطالعات بعدی استفاده کرد.
مطالعه حیوانی و آزمایشگاهی
اینها مطالعاتی هستند که بر روی آزمودنیهای غیر انسانی انجام میشوند. به عنوان مثال، روی خوکها، موشها یا رتها، یا روی سلولها. و میتوانند در هر جایی از سلسله مراتب قرار بگیرند.
چرا به آنها اشاره می کنیم؟ زیرا میزان اعتبار نتایج مهم میباشد. این حقیقت دارد که بسیاری از آنچه که درباره فیزیولوژی انسان میدانیم – از تنظیم حرارتی تا عملکرد کلیه – به لطف مطالعات حیوانی و آزمایشگاهی است.
بنابراین مطالعات حیوانی و سلولی میتواند چیزهایی را در مورد انسان پیشنهاد دهد. اما همیشه به طور مستقیم قابل استفاده نیستند.
سوالات اصلی که باید در اینجا به آنها پاسخ داده شود عبارتند از: چه نوع حیوانی استفاده شده است؟ آیا حیوانات مدل مناسبی برای انسان بودند؟
به عنوان مثال، خوکها به دلیل اندازه عروق کرونری و رژیم غذایی همه چیزخوارشان، مدلهای بهتری برای تحقیق در مورد بیماریهای قلبی عروقی و رژیمهای غذایی در مقایسه با موشها هستند. موشها برای مطالعات ژنتیکی مورد استفاده قرار میگیرند، زیرا تغییر ژنتیکی آنها آسان تر است و چرخه تولید مثل کوتاهتری دارند.
همچنین، زمینه بسیار اهمیت دارد. اگر در یک مطالعه حیوانی نشان داده شود که یک عنصر باعث ایجاد سرطان میشود، چه مقدار از آن استفاده شده است و معادل آن برای انسان چیست؟ یا، اگر نشان داده شود که یک ماده شیمیایی سنتز پروتئین را در سلولهای رشد یافته در ظرف افزایش میدهد، برای چه مدت، روز، ساعت و دقیقه این کار انجام میشود؟ تا چه حد و چگونه با خوردن یک مقدار مشخص مرغ توسط انسان مقایسه میشود؟ این ماده شیمیایی چه فرآیندهای دیگری را ممکن است تحت تاثیر قرار دهد؟
مطالعات حیوانی و آزمایشگاهی معمولا راه حلها و راهکارهای عملی ارائه نمیدهند. در عوض، آنها گامی اولیه برای انجام مطالعات تجربی هستند.
نتیجه
باید مراقب باشید که به این یافتهها بیش از آنچه شایسته است اهمیت ندهید. توجه کنید چگونه این مطالعات کوچک در یک تصویر وسیعتر از آنچه قبلا در مورد موضوع میدانیم قرار میگیرند.
پیشنهاد میکنیم برای اطلاعات بیشتر دوره افلاین ارزیابی کیفیت مقالات علمی را تهیه کنید